غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

425

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ولايت فارس و كرمان و اهواز را تا سرحد بغداد بعضد الدوله ارزانى داشت و حكومت همدان و اعمال جبال و رى و طبرستانرا بفخر الدوله تفويض نمود و مؤيد الدوله را بر اصفهان و توابع آن والى گردانيد و آن دو برادر را فرمود كه نسبت بعضد الدوله شرط اطاعت بجاى آورده از حكم و نشان او تجاوز جايز ندارند و چون ركن الدوله از امثال اين وصايا فارغ گشت در محرم الحرام سنهء ست و ستين و ثلاث مائه درگذشت مدت سلطنتش چهل و چهار سال بود شانزده سال و نيم در ايام دولت عماد الدوله و بيست و هفت سال و نيم بعد از آن و او پادشاهى نيكوسيرت پاكيزه سريرت بود و در تعظيم سادات و علماء سعى و اهتمام تمام مينمود وزارتش چنانچه از سوق كلام سابق مستفاد ميگردد تعلق بابن عميد ميداشت و نام ابن عميد على است و كنيتش بعقيدهء صاحب گزيده ابو الفضل و بروايت روضة الصفا ابو الفتح و آن وزير صائب تدبير بغايت عالىقدر و عظيم‌الشان بود چنانچه صاحب عباد در مدح او ابيات نظم مىنمود و از جملهء افاضل ابو حنيفه دينورى منجم با ركن الدوله معاصر بود و بنابر فرمان او فى سنهء خمس و ثلثين و ثلاث مائه در اصفهان رصد بست و زيج ترتيب كرد ذكر معز الدوله ابو الحسين احمد بن بويه در سنهء اثنى و عشرين و ثلاث مائه معز الدوله بموجب اشارت برادر بزرگتر خويش عماد الدوله از شيراز بعزيمت تسخير كرمان در اهتزاز آمد و نخست بلدهء سيرجانرا فتح نموده از آنجا بنفس كرمان شتافت و پسر الياس كه بروايت روضة الصفا محمد و بعقيدهء صاحب گزيده على نام داشت در آن بلده متحصن شده معز الدوله آغاز محاصره كرد حمد اللّه مستوفى گويد كه در اوقات محاصره امير على بن الياس هرروز لباس جنگ پوشيده به قدر امكان در مدافعهء ايشان مراسم اجتهاد بجاى مىآورد و هرشب نزلى مناسب ترتيب كرده بمعسكر معز الدوله ميفرستاد ديلميان ازين دو صورت متناقض متعجب شده پرسيدند كه با وجود مخالفت و محاربت سبب ارسال نزل و ساورى چه‌چيز است امير على جواب داد كه روز بنابرآن محاربه مىنمايم كه شر شما را كه با من در مقام عداوت آمده‌ايد از سر باز كنم و چون شما درين مملكت ميهمان منيد مروت چنان اقتضا مىنمايد كه شب نزل ميفرستم معز الدوله از استماع اين سخن منفعل گشته بين الجانبين قواعد مصالحه استحكام يافت و چون امير على فوت پسرش اليسع بجايش نشست ميان او و معز الدوله بكرات محاربات دست داد و عاقبت معز الدوله آن مملكت را مسخر ساخته آنگاه رايت عزيمت بصوب اهواز برافراشت و آن حدود را بيشتر از گماشتگان خليفه بغداد انتزاع نمود و در سنهء اثنى و ثلثين و ثلاث مائه بواسط رفت و از بغداد توزون كه امير الامراء خليفه بود بجنك او شتافته دوازده روز متعاقب غبار معركهء هيجا در هيجان بود و عاقبت توزون منهزم گشته معز الدوله باهواز مراجعت نمود و در سنهء ثلث و ثلثين و ثلاث مائه كرت ديگر بواسط شتافته مستكفى خليفه و توزون با سپاهى از حيز حساب بيرون در